وقایع ماه دوم فرشته ما
سلام عزیزکم مامان خیلی اتفاقات تو این مدت برای ما و شما رخ داده که مامان فرصت نکرده ازشون برات بنویسه الان که دارم اینا رو می نویسم شما 2 ماه و 14 روزتون هست. وقتی 41 روزتون شد با هواپیما شما رو بردیم شوشتر تا باباجون و دایی ها و بقیه فامیل شما رو ببینن و شما هم با خانواده مامان آشنا بشین (92/4/31) عزیزکم اینو بگم که روز سوم تولد شما باباجون سکته کردند و مامان جون سریع رفتند پیش اون . هفته بعد هم بابا حمید اومد پیش ما و آخر همان هفته 92/5/10 بابا جون و بابا حمید برای ولیمه شما ضیافت افطاری دادندکه تو تالار برگزار شد و حدود 100 نفر مهمان داشتیم ما تا 1هفته بعد از عید فطر اونجا موندیم و چون بابا حمید مریض بود ت...









